مديران گرامي
آیا با مفهوم پارادایم آشنایی دارید ؟
آيا پارادايم هاي زمان خود رامي شناسيد؟
آيا از موقعيت كنوني سازمان خود مطلع هستيد؟
آيا از معيارهاي تعالي سازمان آگاهيد ؟
پارادايم يک چهار چوب فکری است که مشتمل است برشناخت ما از دنيای واقع ومجموعه مقرارت ، باور ها ، ورسوم وعقايدکه قواعدی را برای اين چهارچوب تنظيم نموده است ودو رسالت برعهده دارد
1- محدوديت را تعريف می کند
2- به شما می گويد که در اين محدوده چگونه عمل کنيد تا موفق باشيد
به عبارتی ديگر مرزهای شناخته شده حقيقت که اسم آن را دانش بگذاريم در دامنه فعاليت پاردايم جاری است

نمودار افول پارادايم حاکم وظهور پاراديم جديد

شرايط ومراحل انتقال پاراديم
چنانکه در دو شکل بالا می بينيد ظهور فرآيند جديد که سطح مشکلات بيشتری را حل می کند پارادايم جديد محسوب می شود واز پارادايم حاکم به پاراديم جديد انتقال پيدا می کند .
مامعتقدیم يکی ازپارادايم های جديد مديريت است مديريت خود نيز با عناوين مختلف در جامعه شناخته می شود در ضمن اينکه می توان عنوان کرد عمدتاً از راهبرد های مشخص پيروی می کند ولی موضوع مهم عصر ما اين است که مديريت چه حد توانايی حل مسئله را دارد وتاچه اندازه در تعالی سازمان موثر است .
در عصـــر حاضركــه اطلاعات بزرگترين ثروت و در راستاي آن ارتباطات شرط پيشرفت و به تبعِِِ آن بقاي سازمان مي باشد سازمان را موجـودي زنــده و چــون انسان پيچيده مي دانند که رشد مي کند تابه تعالي برسد ، از محيط متاثر شده و بر محيط تـاثير مي گذارد و دائم در حال تغيير و تحول است .
سازمان ها ناگزيرند براي تدوام ، بقاء ، حفظ موقعيت و توسعه پايدار بـــه متحــول ساخـتن درون خودبراي همگامي موثر و موفق با دگرگوني هاي محيطي اقدام نمايند . بــه همــين جهت ســازمانها بدون توجه به موقعيت جغرافيايي ، نوع فعاليت ، انـدازه وساختار يا بلــوغ سازماني وبــه منظور کسب موفقيت در دست يابي بــه آرمان واهداف راهبردي خود نياز به استقرار سيستم مديريتي مناسبي دارند.که انعطاف پذير بوده وپاراديم هاي زمان را شناسايي کرده وبـاآن هماهنگ شود . راهکاري پيدا کند که بتواند خود را مرتب ارزيابي کرده وانحراف از آرمان ها واهداف راهبردي خود را اندازه گيري کرده ودر صدد اصلاح ، پيشگيري وبهبود مستمر برآيد .
با توجه به الزامات سازمان تجارت جهاني( WTO) كه بزرگترين تغيير وتـحول محيط برسازمانها ست ودر راستاي آن تنها سازمانهايي بقا پيدا كرده وادامه حيات مي دهند كـه توانستــه باشنــد خود را از درون متحول كنند .
بدين منظور قدم اول شناسايي موقعیت كنوني سازمان است كه شامل :
. شناسايي مسائل ومشكلات موجوددر سازمان
. تعيين علل اصلي وريشــه اي بروز آنها
. تعيين راهكارهايي براي حل مسائل ومشكلات
. برنامه ريزي و اولویت بندی براي انجام اقدامات تعيين شده
وبه بيان ديگر عارضه يابي سازمان است كه بايد انجام گيرد.
يكي از حوزه هاي علمي كه در اين عارضه يابي كمك موثري خواهد كرد روان شناسي صنعتي - سازماني است كه در واقع ،كار برد و بسط و گسترش اصول روان شناسي است در رابطه با مسائلي كه انسان در تجارت و صنعت با آنها دست بـــه گريبان است همچون( رضايتمندي ، ايجاد انگيزه ، افزايش فعاليت ، افزايش موفقيت ،افزايش راندمان ، افزايش كيفيت وخود كنترلي ).
هر سازمان اقتصادي براي بهبود وضعيت يا برنامــه ريزي براي توسعــــه و تحول خود استانداردي بين المـللي( همچون استاندارهــاي(ISO9001:2000, ISO/TS 16949:2002 , ISO/TS 29001:2003)و يا مدل تعالي چون( EFQM ) رامي بايد الگو قرار دهد. تا توان پاسخگويي بهنگام به الزامات محيطي و تطبيق با آنها را در خود ايجاد و تقويت نمايد.
ما درتمامی اين نقاط همسفر شما خواهيم بود
